روزانه
سلام گل دخترم
این چند روز یاد گرفتی حرف های بزرگ می زنی مثلا وقتی می خوایکسی رو راضی کنی به حرفت گوش بده می گی: تو رو خدا ،خواٍ ش می کنم دیده(خواهش میکنم دیگه)
وقتی می خوای خیلی خودت رو لوس کنی می گی: دوست دارم دیده(دوستت دارم دیگه)
وقتی می ریری سراغ وسایل مامان و می بینی که حسابی خراب کاری کردی می گی:بیبیت خوشدل شدم(ببین خوشگل شدم)
شبا که خوابت می اد میگی: پتوه بنداز دیده(پتو بنداز دیگه)
وقتی کلافه می شی میگی:پس من چه کار کنم دیده بسم دیده(پس من چه کار کنم دیگه خسته ام دیگه)
ناز گلم روز چهار شنبه زندایی مریم و دایی احمد از مشهد اومدن اینجا برات یه اسباب بازی قشنگ اورده بودن البته اینجا هم هر بار خواستن برن بیرون تو زودتر جلوی در وایساده بودی یه کتابو یه ماشینم اینجا برات خریدن غیر از خوراکی ها
روز پنجشنبه عمه ذلفا مهمون داشت و حسابی به همه فامیل خوش گذشت البته زندایی و دایی تو یه کم غریبی می کردن
دیروز هم با هم رفتیم ارایشگاه و موهات رو کوتاه کردیم برخلاف تصور من مثل یه دختر خانم نشستی و اصلا گریه نکردی البته من یک ماهی میشه که دارم روت کار می کنم اما نمیدونستم اینقدر تاثیر داشته
نازگلم خیلی خوشگل تر شدی
راستی حالا دیگه رنگ
بنشب(بنفش) و قهبه ای(قهوه ای )رو میشناسی و میدونی که فامیلی مامدر تبودانی(کبودانی) و فامیلی تو و پدر تیانی(کیانی) هست
عاشقتم مامانی


روزانه
